مشاوره ویژه
وقتی مسئله، فقط یک بخش از کسبوکار نیست!
گاهی مشکل کسبوکار را نمیتوان با یک دوره آموزشی، یک تحلیل بازار، یک برنامه فروش یا اصلاح یک فرآیند حل کرد. مالک یا مدیر با مجموعهای از تصمیمهای بههمپیوسته روبهروست:
کدام بازار؟ کدام مشتری؟ چه محصولی؟ با چه مزیتی؟ با چه فعالیتهایی؟ چه چیزهایی را کنار بگذاریم؟ منابع را کجا متمرکز کنیم؟ سازمان چگونه باید کار کند؟
در چنین شرایطی، مسئله اصلی طراحی یک منطق منسجم برای کسبوکار است. اینجا مشاوره ویژه تعریف میشود.
ابتدا اطلاعات مشاوره ویژه را به دقت ببینید و چنانچه نیاز به اطلاعات بیشتری داشتید روی دکمه زیر کلیک کنید.
مسئلهای که روی آن کار میکنیم
این خدمت برای زمانی است که با یک مسئله جدی و واقعی مواجه هستید؛ مثلاً:
- کسبوکار رشد کرده اما مسیر آینده آن روشن نیست.
- چند فرصت مختلف پیش روی شماست و نمیدانید کدام را انتخاب کنید.
- فعالیتهای زیادی انجام میدهید اما بین آنها انسجام کافی وجود ندارد.
- کسبوکار به شدت به مالک وابسته است.
- محصولات، بازارها یا فعالیتهای مختلف کنار هم قرار گرفتهاند اما منطق روشنی ندارند.
- درآمد وجود دارد اما احساس میکنید کسبوکار آنطور که باید کار نمیکند.
- تصمیمهای مهمی پیش رو دارید و نمیخواهید صرفاً بر اساس حدس و تجربه تصمیم بگیرید.
نگاه من به مشاوره
من مشاوره استراتژی را تهیه یک گزارش برای مدیر نمیدانم.
استراتژی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند به انتخابهای واقعی منجر شود.
در این فرآیند تلاش میکنیم ابتدا مسئله اصلی کسبوکار را درست تشخیص دهیم؛ سپس موقعیت موجود، فعالیتها، منابع، قابلیتها و گزینههای پیش رو را بررسی کنیم.
بعد درباره انتخابهای مهم تصمیم میگیریم:
چه کاری را انجام دهیم؟
چه کاری را انجام ندهیم؟
روی چه چیزی تمرکز کنیم؟
چگونه فعالیتهای مختلف کسبوکار را با یکدیگر همراستا کنیم؟
در اینجا از متد پازل مرتب استفاده میکنم؛ رویکردی برای دیدن اجزای کسبوکار در کنار یکدیگر و رسیدن به تصمیمهای منسجمتر.
فرآیند همکاری
۱. تشخیص مسئله استراتژیک
قبل از اینکه برای کسبوکار نسخه بنویسیم، باید بدانیم واقعاً با چه مسئلهای مواجه هستیم.
ممکن است مسئلهای که در ابتدا به عنوان «افت فروش» مطرح میشود، در واقع مسئله انتخاب بازار، محصول، مدل کسبوکار یا حتی سیستم کاری باشد.
۲. شناخت موقعیت کسبوکار
کسبوکار را از زوایای مختلف بررسی میکنیم؛ از مشتری و بازار و رقبا گرفته تا محصولات، فعالیتها، قابلیتها و نحوه ایجاد ارزش.
۳. بررسی گزینهها و انتخابها
گزینههای مهم پیش رو را مشخص میکنیم و درباره مزایا، هزینهها، ریسکها و تناسب آنها با کسبوکار فکر میکنیم.
استراتژی یعنی انتخاب؛ بنابراین قرار نیست همه فرصتها را همزمان دنبال کنیم.
۴. طراحی منطق منسجم کسبوکار
انتخابهای اصلی باید به یکدیگر متصل باشند.
مشخص میکنیم مشتری چه کسی است، چه ارزشی دریافت میکند، کسبوکار چگونه آن ارزش را ایجاد میکند و فعالیتهای اصلی چگونه باید در کنار هم قرار بگیرند.
۵. تبدیل استراتژی به اولویت و اقدام
در نهایت، تصمیمها باید به اقدامات مشخص تبدیل شوند؛ اینکه چه کاری، با چه اولویتی و برای رسیدن به چه نتیجهای انجام شود.
خروجی همکاری
خروجی نهایی متناسب با مسئله کسبوکار طراحی میشود، اما معمولاً شامل سه بخش اصلی است:
مسئله و انتخابها
صورتبندی مسئله استراتژیک و انتخابهای اصلی پیش روی کسبوکار.
منطق و تناسب کسبوکار
مشخص شدن ارتباط میان مشتری، ارزش پیشنهادی، فعالیتهای اصلی، منابع و مزیت کسبوکار.
اولویتها و ابتکارات
تبدیل انتخابهای استراتژیک به مجموعهای محدود از اولویتها، اقدامات و شاخصهای پیگیری.
هدف، تولید یک سند زیبا نیست.
هدف این است که پس از پایان کار، مالک یا مدیر بداند کسبوکار قرار است به کجا برود، چرا این مسیر انتخاب شده و چه کارهایی باید انجام شود.
این خدمت برای چه کسانی مناسب است؟
این خدمت برای هر کسبوکاری نیست.
مخاطب اصلی آن مالک یا مدیری است که:
- اختیار واقعی تصمیمگیری دارد؛
- با یک مسئله جدی در کسبوکار مواجه است؛
- حاضر است درباره فرضهای قبلی خود دوباره فکر کند؛
- میخواهد در تصمیمگیری مشارکت فعال داشته باشد؛
- و به دنبال یک نسخه آماده و عمومی برای کسبوکارش نیست.
من قرار نیست جای مالک کسبوکار تصمیم بگیرم.
کار من این است که به او کمک کنم مسئله را بهتر ببیند، گزینهها را روشنتر کند و اجزای کسبوکار را در یک منطق منسجم کنار هم قرار دهد.
شروع همکاری
اگر احساس میکنید کسبوکارتان به یک بازنگری جدی نیاز دارد، ابتدا درباره وضعیت فعلی، مسئله اصلی و تصمیمهایی که پیش رو دارید صحبت میکنیم.
اگر مشخص شود مسئله شما واقعاً از جنس یک مسئله استراتژیک است، درباره شکل و دامنه همکاری تصمیم میگیریم.